محبت به فرزندان از کی تا کجا؟
تربیت فرزندان هر چند کاری دشوار اما مهم و حیاتی است. بیشتر پدرها و مادرها دوست دارند، بچه‌ای مودب، مسوول و اگر نه از هر نظر، حداقل در برخی زمینه‌ها نمونه داشته باشند. کودکی که در آینده فردی مستقل و موفق باشد. به خصوص در این دوران که پدرها و مادرها اغلب، هر دو مشغول به کار بوده و با حجم سنگینی از کار درگیر هستند، شاید نتوانند این وظیفه مهم را تمام و کمال انجام دهند یا حتی آن را به فرد دیگری بسپارند.

شاید این سوال خیلی از والدین باشد که بالاخره تربیت بچه‌ها با کیست؟ چه کسی مسوول است و چه کسی باید در مقابل مشکلات ایجاد شده پاسخگو باشد؟ پدر و مادر؟ پدربزرگ و مادربزرگ؟ معلم و مربی؟ پرستار کودک؟ کدام یک؟

یا حتی بدتر از آن، گاهی پدر و مادر ناآگاهانه تلویزیون یا رایانه را به عنوان پرستاری برای کودک در نظر می‌گیرند. به این معنا که آنقدر کودک با تلویزیون درگیر می‌شود که آن را راهی برای پاسخ سوال‌هایش می‌داند، غافل از این‌که تلویزیون و رایانه نمی‌توانند پاسخ تمام سوالات کودک را به درستی بدهند.

نقش والدین، مهم و تاثیرگذار

یکی از کلیدهای طلایی تربیت کودکان، ایجاد روابط متقابل درست و مناسب در فضای خانه است. فضای حاکم بر روابط خانوادگی باید طوری باشد که به نیازهای روحی و جسمی کودک در حد معقول و مناسب پاسخ داده شود. البته فراموش نکنید که در همین حال، او باید بیاموزد خودش هم باید کم‌کم بتواند کارهای مربوط به خود را انجام داده و برای انجام برخی کارها به کمک کسی نیاز نداشته باشد.

کودک در جمع خانواده باید احساس کند، مهم و دوست‌داشتنی است. او از همان دوران کودکی باید درک کند به عنوان عضوی در خانواده پذیرفته شده و مورد توجه است، خواسته‌هایش درک و شنیده می‌شود و در صورت امکان برآورده خواهند شد. به خاطر داشته باشید که تا این حس وجود نداشته باشد، هیچ‌کس در تربیت کودک موفق نخواهد بود.

البته در دنیای شلوغ و متراکم امروز، با وجود وسایلی چون تلویزیون، رادیو و رایانه، به یقین تربیت و پرورش کودک کاری سخت و دشوار خواهد بود. کاری که بعضی اوقات شاید تصور کنید از عهده شما خارج است، اما پدر و مادری موفق هستند که این کار را در اولویت قرار داده و زمان‌هایی را برای فرزندشان اختصاص دهند؛ زمانی برای بودن با او و تربیتش. در حقیقت شاید بهتر باشد بگوییم، تربیت فرزند باید اولویت اول پدر و مادر باشد. به این معنی که هیچ کاری نباید شما را از این وظیفه دور کند.

کمی با خودتان خلوت کنید و ببینید چند دقیقه در روز را با کودکتان سپری می‌کنید؟ چقدر با هم هستید و چقدر برای تربیت او زمان می‌گذارید؟ این زمان هر قدر هم هست، سعی کنید فرصت بیشتری را با او سپری کنید و دقایق بیشتری را به او اختصاص دهید.

گوش و چشمی جدید برای پدر و مادر

پیشرفت‌های دنیای امروز همان طور که در زمینه‌های مختلف به افراد کمک کرده، مشکلاتی هم برای آنها به وجود آورده است. امروز حجم نامحدودی از اطلاعات در دسترس کودکان و نوجوانان است و آنها می‌توانند هر چیزی را که می‌خواهند پیدا کنند. تلویزیون، رادیو، رایانه، اینترنت، کتاب‌ها، موسیقی، فیلم و تصاویر همگی دائم در حال ارائه اطلاعات هستند؛ اطلاعاتی که گاه خوبند و گاهی نیز نادرست یا نامناسب برای سن کودک. بنابراین وظیفه پدر و مادر است که جریان ورود اطلاعات را کنترل کرده و تنها مواردی را که مناسب کودکان است، در اختیارشان بگذارند. بنابراین آنها باید چشم و گوشی جدید داشته باشند که متوجه اطلاعات نادرست و نامناسب بشود.

در حقیقت بچه‌ها مانند اسفنجی هستند که مایعات را به خودش جذب می‌کند. آنها می‌توانند نکات و اطلاعات زیادی را گرفته و در حافظه خود ثبت کنند. بنابراین نباید از آنها غافل شده و در این مورد بیشتر دقت کنید. یادتان باشد دوست بودن با بچه‌ها شیوه مناسبی است؛ آنها باید بدانند شما علاوه بر پدر یا مادر بودن، دوست و امین‌شان هم هستید. باید درک کنند که پیش از هر کسی می‌توانند با شما صحبت کنند. اگر اتفاق جدیدی برای‌شان رخ می‌دهد باید شما را بهترین مشاور بدانند.

زندگی در مدرسه یا مهدکودک

پدر و مادر در دوران درس و مدرسه کودک هم باید همراه او باشند. نباید زمانی که کودک به مدرسه یا مهدکودک می‌رود با تصور این‌که حالا معلم‌ها مسوول تربیت او هستند از فرزندشان غافل شوند، بلکه برعکس، باید در کارهای مربوط به مدرسه کودک دخالت داشته و به هیچ‌وجه نسبت به آنها بی‌توجه نباشند.

در حقیقت رفتن به مدرسه یا مهدکودک، مهم‌ترین اتفاقی است که در زندگی خردسالی کودک رخ می‌دهد. در این مرحله، هم پدر و مادر و هم مسوولان مدرسه باید به کودک کمک کنند تا بتواند به خوبی با شرایط جدید روبه‌رو شده و دانش‌آموزی موفق باشد.

متخصصان توصیه می‌کنند در این مرحله از زندگی، باید پدر و مادر با معلم و مسوولان مدرسه ارتباط بیشتری داشته باشند. در حقیقت بهترین راه، همراهی و ایجاد تفاهم بین این دو گروه است تا تربیت کودکان به درستی انجام شود. آنها اعتقاد دارند هنگامی که کودک پس از تمام شدن ساعت درس و مدرسه، بی‌هدف تا شب در خانه پرسه می‌زند، والدین هستند که با بی‌توجهی خود موجب بروز مشکلاتی جدی در تربیت او می‌شوند.

در نتیجه بهتر است در روزهای نخست ورود کودک به مدرسه یا مهدکودک، با مربی او صحبت کرده و خودتان را به او معرفی کنید. اگرچه این کار در دوران ابتدایی اهمیت بیشتری دارد، اما بد نیست در تمام دوران تحصیل این کار ادامه پیدا کند و رابطه شما با مدرسه کودک‌تان قطع نشود.

البته فراموش نکنید که با معلم یا مشاور مدرسه روراست باشید و نکات مهمی که در خانواده شما وجود دارد را با او در میان بگذارید. این کار ساده، چنان اهمیتی دارد که متخصصان توصیه می‌کنند اگر به هر دلیلی در روزهای نخست، موفق نشدید با معلم کودک‌تان ملاقات کنید، حتما با او تماس گرفته و از طریق تلفن خودتان را به او معرفی کنید. همیشه با صداقت در مورد مشکلات و مسائل خود و کودک‌تان با معلم او صحبت کنید و مطمئن باشید با این کار به تربیت و پرورش صحیح فرزندتان کمک بزرگی کرده‌اید.

البته هیچ وقت نباید انتظار داشته باشید معلم یا مربی مدرسه، زمان زیادی را با کودک شما بگذراند و تنها به کارهای او مشغول باشد. شرایط معلم را درک کنید و خودتان را جای او بگذارید؛ معلمی که چندین شاگرد با نیازها و شرایط متفاوت دارد، مشخص است که نمی‌تواند زمان زیادی را تنها به فرزند شما اختصاص دهد.

هنگامی هم که مشکلی ایجاد می‌شود، معلم، کودک یا حتی خودتان را مقصر ندانید. در چنین شرایطی بهترین کار این است که تنها با تمرکز بر مشکل، به فکر برطرف کردن آن باشید. بدانید و باور کنید، عصبانی شدن و واکنش نشان دادن به معلم، راهی مناسب نخواهد بود و فقط مشکلات بیشتری را ایجاد خواهد کرد.

بنابراین همیشه این نکته مهم را به یاد داشته باشید که تربیت کودکان، کاری مهم است؛ وظیفه‌ای که نباید و نمی‌توان از آن غافل شد یا از زیر بار آن شانه خالی کرد.

منابع: www.bu.edu

learningtogive.org

نیلوفر اسعدی‌بیگی