مادربزرگ پرویز و ناهید با همه مادربزرگ‌ها فرق داشت. نه ترشی درست می‌کرد و نه بافتنی می‌بافت. از سر و صدای بچه‌ها هم بدش نمی‌آمد. بر عکس دوست داشت با نوه‌های قند و گلش ـ همان‌طور که خودش می‌گفت ـ بیرون برود یا بازی کند.

از آنجا که مادربزرگ تاریخ مسابقات فوتبال پرویز را فراموش نمی‌کرد، همیشه یک هفته قبل از شروع مسابقه، خودش را به خانه آنها می‌رساند. صبح زود بلند می‌شد و پیراهن گشاد و شلوار ورزشی و کفش کتانی‌اش را می‌پوشید. روسری‌اش را محکم گره می‌زد، کلاه آفتابی‌اش را سر می‌کرد و با سوت زردی که به گردن می‌انداخت، سراغ پرویز می‌رفت و او را از رختخواب بیرون می‌کشید و به حیاط می‌برد.

حتما شما هم دوست داشتید چنین مادربزرگی داشته باشید ، درسته؟ خوب همه این مادربزرگ را دوست دارند. اما اگر می‌خواهید بدانید راز مادربزرگ چه بود، از بابا یا مامان بخواهید این کتاب را بخرند و آن را بخوانید.

نویسنده کتاب «راز مادربزرگ» نسرین گلدار است و تصویرگر آن بنفشه احمدزاده.

انتشارات منادی تربیت هم آن را چاپ کرده و قیمتش 1450 تومان است.