«یک روز خرگوشی برای اولین بار تنها در جنگل به گردش رفت. همه چیز برایش جدید و شگفت‌انگیز بود. همین هم شد که نفهمید کجا می‌رود و راه را گم کرد.

 

خرگوشی با خودش فکر کرد، بهترین راه این است که از کسی مسیر خانه را بپرسد. در همین موقع کسی از دور می‌آمد؛ روباه بود.

خرگوشی ترسید. پدر و مادرش همیشه او را از روباه ترسانده بودند.

اما خرگوشی چاره‌ای نداشت. کمی روباه را نگاه کرد و گفت: سلام. خیلی ببخشید، می‌توانم بپرسم خانه ما کجاست؟

روباه فکری کرد و گفت: من هم دوست دارم بدانم که خانه‌ات کجاست...»

اما در ادامه این صحبت، چه پیش می‌آید که نام کتاب می‌شود «ماجرای باور نکردنی خرگوش» و باید کتاب را خواند.

این ماجرا را «اودو ویگلت» نوشته و «سیدعلی شجاعی» ترجمه‌اش کرده است.

انتشارات کتاب نیستان هم آن را برای گروه سنی ب با قیمت 2200 تومان چاپ و روانه بازار کرده است.