اگر بتوانیم به بچه‌ها یاد بدهیم بر ترس‌هایشان غلبه کنند، به کاهش استرس و اضطراب آنها هم کمک کرده‌ایم.

برای این کار در اولین مرحله سعی کنید متوجه شوید چرا کودک ترسیده و چه چیزی باعث بروز این حس شده است. بچه‌ها مانند بزرگ‌ترها فکر نمی‌کنند و بسیاری از نکات در این دنیا برایشان ناشناخته است. با دانستن این نکته که آنها هم درست همانند بزرگ‌ترها از ناشناخته‌ها می‌ترسند، می‌بینیم آنها چه دلایلی برای ترسیدن دارند. البته علاوه بر دنیای واقعی و ترس‌ از ناشناخته، بچه‌ها قوه تخیل خوبی هم دارند که می‌توانند موجودات و آدم‌هایی خیالی بسازند. شاید این تصورات ذهنی برای آنها حتی ترسناک‌تر از دنیای واقعی هم باشند.

زمانی که علت ترس او را متوجه شدید، به هیچ وجه او به او نگویید «ترس تو اشتباه است.» چون کودک ممکن است تصور کند خود او یا افکارش مشکلی دارد. جملاتی مانند «نترس، مگه بچه‌ای؟»، «پسر (یا دختر) به این بزرگی که از چیزی نمی‌ترسه» و... هیچ وقت به کودک کمک نخواهد کرد. در این صورت او نه تنها هنوز از تاریکی می‌ترسد، بلکه دیگر جرات هم ندارد با کسی در این رابطه صحبت کند. ترسی که شاید مشکلی شایع در سن او باشد، حالا تبدیل می‌شود به عدم اعتماد به دیگران. به جای این کار با او صحبت کنید. مثلاً بگویید: «وقتی من هم سن تو بودم از تاریکی می‌ترسیدم.»

در حقیقت باید بتوانید تعادلی در این زمینه ایجاد کنید؛ نسبت به ترس‌های او بی تفاوت نبوده و خیلی هم درگیر آن نشوید. چون گاهی ممکن است کودک با این کار بخواهد جلب توجه کند.

علاوه بر این به یاد داشته باشید اگر می‌خواهید به او کمک کنید بر ترس‌هایش غلبه کند، باید الگوی خوبی برای او باشید. اگر شما از چیزی نترسید، کودک هم نخواهد ترسید. خلاف این مطلب نیز درست است.

 ترس در شب

شب یکی از ترسناک‌ترین زمان‌ها برای کوچولوهاست. از یک طرف تاریکی و از طرف دیگر جدا شدن از پدر و مادر، باعث می‌شود کودک ترس زیادی را تجربه کند. به همین دلیل بد نیست اگر چراغ خواب کوچکی در اتاق او قرار دهید و با قصه گفتن، لالایی خواندن یا نشستن در کنارش به او آرامش بدهید. بچه‌های کوچک براحتی نمی‌توانند با این ترس‌ها کنار بیایند، پس تنهایشان نگذارید

. www. askdrsears. com