داستان عید قربان

 

بچه های گُلم! می دونید چرا روز دهم ماه ذی الحجه را عید قربان نامیده اند؟

سال ها پیش، یعنی در زمان حضرت ابراهیم علیه السلام که یکی از پنج پیامبر بزرگ خدا بود در دو شب، یعنی شب نهم ماه ذی الحجه و دهم ماه ذی الحجه در خواب به اون حضرت وحی شد که روز دهم ذی الحجه برای رضایت خداوند مهربون، تنها فرزندش که اسماعیل نام داشت رو به منی که یک کوه در نزدیکیِ مکّه بود، ببره و اونو قربانی کنه.

 

حضرت ابراهیم علیه السلام هم که خدای مهربان را خیلی دوست داشت، بدون هیچ تردیدی، صبح روز دهم ذی الحجه، پسرش رو به منی برد و دست و پای اونو بست و تصمیم گرفت که به فرمان خداوند اونو قربانی کند، ولی همین که خواست با چاقو گلوی اسماعیل را ببره از سوی خداوند فرمان رسید که: «ای ابراهیم! تو از آزمایش الهی سربلند بیرون آمدی، اکنون فرزندت را رها کن و به جای اسماعیل این گوسفند را که برایت هدیه فرستادیم، قربانیکن».


حضرت ابراهیم علیه السلام هم بسیار خوشحال شد و پسرش رو بوسید و به جای او، اون گوسفند را قربانی کرد. از اون زمان تا حالا، هر سال حاجیان در منی، گوسفندی رو قربانیمی کنند. اون روز را هم روز عید قربان نامیدند.

/ 14 نظر / 494 بازدید
نمایش نظرات قبلی
الاله

عالییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییبووووووووووووووووووووووووووود[سبز][چشمک][خجالت][دلشکسته][هورا]

ندا

متن جامع وخوبی بود .من مربی مهدم متن شمارو برای بچهام برداشتم متشکرم

لنا کوچولو

سلام من لنا هستم من کوچولو هستم کلاس دوم معلمم گفت که داستان عید قربان رو بنویسم مرسی[قلب][لبخند][ماچ][هورا][دلقک]

[گاوچران]

سودا

بسیار عالی بود ممنون سودا از اصفهان[قلب]

اسلان

دستتون درد نکنه

مهدی

][لبخند][لبخند][لبخند][لبخند][لبخند][لبخند][لبخند][لبخند][لبخند][لبخند]

مهدی

[گاوچران][رویا][تایید][خداحافظ][ابله][ابله][خنده][لبخند][قلب][چشمک][راک]

مهدی

[زبان][عینک][نیشخند][تایید][فرشته][لبخند][گاوچران][اوغ][قلب][خوشمزه][قلب]

بلتاتلتتتتتتتتتتتتتتببببببببببببفنننننننثثقئوئفقل

[لبخند][نیشخند][چشمک][گاوچران][تایید][بغل][ماچ][خنده][فرشته][راک][بغل][اوغ][شوخی][ابرو][دلقک][خواب][هورا][شیطان][سبز][خمیازه][وحشتناک][تلفن][خمیازه][تعجب][سوال][عصبانی][قلب][ناراحت][خرخون][دروغگو][تماس][عجله][راک][کلافه][منتظر][متفکر][قهر][مغرور][خجالت][شکست][دلقک][اوه][زبان][خنثی][خواب][دلشکسته][بغل][شرمنده][قهقهه][بازنده][هورا][اضطراب][رویا][من نبودم]